جدید ترین مقاله اسماعیل شفیعی سروستانی


سر دبیر سایت و نشریه موعود پخش شده از رادیو معارف 19 تیر


****************************************پیشنهاد می کنم حتما بخونید       

۲۲ تير ۱۳۸۸


اخيراً از طريق برخي رسانه‌ها با خبر شدم كه يكي از مديران عالي رتبة كشور طيّ سخناني اعلام داشته كه آمريكا براي جلوگيري از ظهور حضرت صاحب الزّمان(ع) به عراق حمله كرده بوده يا سخني به اين مضمون. بعد از آن عدّه‌اي از طريق سايت‌ها در اينترنت اين سخن را به تمسخر گرفته و كنايه‌وار درباره‌اش سخن گفته‌اند. صرف نظر از اينكه اين سخن توسط چه كسي و در چه موقعيّتي بيان شده، سخن امروزم دربارة ميزان آگاهي غرب از موضوع آخرالزّمان و ظهور مقدّس حضرت موعود و ميزان دلهرة غرب از اين امر مهم است و اقدامات پيشگيرانه براي كنترل شرايط در صورت واقع شدن آن است.

پس از پخش فيلم «بابل پس از ميلاد» كه با موضوع و محتواي آخرالزّماني و با محوريّت موضوع تولّد موعود و منجي‌گرايي ساخته شده بود و در بهار امسال در سينماهاي آمريكا اكران شده بود، فيلم Nowing يا آگاهي با همين موضوع و محتوا در حال حاضر در جهان غرب بر روي پرده است.

به دليل غلبة آثار ژورناليستي و مطالب روزنامه‌اي روشنفكران و به ويژه نوگراياني كه به تازگي از خواب زمستاني بيدار شده‌اند، گمان مي‌رود كه غرب و آمريكا يكسره و تماماً لائيك، مذهب گريز، سكولار است و به همين جهت تلاش مي‌كنند در دهة اوّل از هزارة سوم ميلادي كشورهاي اسلامي و از جمله مردم ايران را به سوي ليبراليسم قرن هجدهمي اروپا سوق بدهند و دسترسي به آن وضع از مدرنيته را در اخلاق و فرهنگ تنها طريق دستيابي به سعادت معرفي كنند، واقع امر اين چنين نيست.

فرهنگ آمريكايي از همان سال‌هاي اوّلية ورود كلمبوس به قارة جديد تحت تأثير پيوريتن‌هاي مهاجر، متأثّر از موضوع و مفهوم آخرالزّمان و ضرورت آماده شدن براي زمينه‌سازي ظهور منجي موعود در بيت المقدّس بوده و هست و البتّه مراحلي را پشت سر گذاشته است. در حال حاضر و پس از ماجراي يازده سپتامبر اين امر سرعت بيشتري پيدا كرده است.

از اواخر دهة شصت با قدرت گرفتن مبلّغان انجيلي يا همان پروتستان‌ها در آمريكا، هيچ گاه دستگاه سياسي كاخ سفيد از موضوع و مفهوم تهديد بزرگ و وقايع آخرالزّماني، نبرد نهايي ميان دو نيروي خير و شر، آرمگدون، شرق اسلامي به عنوان يك تهديد و خاستگاه آنتي كرايست يا ضدّ مسيح در آخرالزّمان جدا نيفتاده است. چنان كه رونالد ريگان آرزو مي‌كرد آغاز كنندة جنگ آرمگدون باشد يا آقاي جورج دبليو بوش كه در آخرين سال اقامتش در كاخ سفيد بودجه‌اي حدود هفتصد ميليارد دلار را براي ماجراي بزرگ آرمگدون يا همان جنگ و نبرد بزرگ آخرالزّماني ميان نيروهاي خير و شر در شرق اسلامي و با محوريّت فلسطين اشغالي و صحراي مگيدو اختصاص داده بود.

اوايل انقلاب، وقتي مرحوم مجاهد بزرگ شيخ راغب حرب توسط اسرائيلي‌ها دستگير شده بود، پس از رهايي نقل مي‌كرد كه در بازجويي‌ها يهودي‌ها از من مي‌پرسيدند: «آيا امام خميني همان امام مهدي است كه قرار بود ظهور كند».

در زماني كه جورج دبليو بوش سرگرم جلب دولت‌هاي اروپايي براي حمله به عراق بود در سفري به فرانسه رئيس جمهور فرانسه را از نزديك بودن واقعة آرمگدون و جدال نيروهاي خير و شر با خبر كرده بود و از او خواسته بود تا براي مقابله با ضدّ مسيح يا آنتي كرايست در عراق با او همراه شود. بيچاره رئيس جمهور فرانسه گيج و مات پس از رفتن بوش از مشاورانش مي‌خواهد كه اطّلاعاتي دربارة آنتي كرايست و ظهورش در شرق و عراق به او بدهند.

بنده شخصاً چند فيلم پخش شده از شبكه‌هاي انجيلي آمريكايي را در اختيار دارم كه مبلّغي چيره دست در جمع كثيري از سربازان آمريكايي كه براي اعزام شدن به عراق آنها را آماده مي‌كنند با حرارت و شور سخنراني مي‌كند و آنها را به عنوان سربازان مسيح و هموار كنندگان مسير ظهور موعود مقدّس مي‌خواند و آنها را تشويق مي‌كند تا هر چه بيشتر بكشند. چون در شرق و در عراق آنچه روبه‌روي آنها قرار مي‌گيرد نيروي شر آخرالزّماني‌اند.

حتّي در فيلمي كه نويسندة كتاب «رهايي شر» آقاي «پِري استون» در حالي كه نقشة عراق را به مخاطبان نشان مي‌دهد مي‌گويد: «چشم از اين منطقه بر نداريد. طبق پيش‌گويي‌ها دجّال در اين منطقه قدرت مي‌گيرد. بايد اين اتّفاقات رخ دهد چون در انجيل آمده است».
جنگ حتماً بايد اتّفاق مي‌افتاد تا شرايط پيش‌گويي‌ها فراهم شود.

در واقع، مشاوران انجيلي ساكن در كاخ سفيد، واقعة آخرالزّماني آرمگدون را محتوم، ضروري و اجتناب ناپذير مي‌شناختند و به منطقة بابل و بين النهرين يا همان عراق را به عنوان مهم‌ترين پايگاه مي‌شناختند كه به ادبيات آنها زمينه‌هاي خروج ضدّ مسيح را فراهم مي‌آورد.

با عرض معذرت مي‌خواهم اشاره كنم كه منظور آنها از ضدّ مسيح يا دجّال حضرت صاحب الزّمان(ع) است.
آگاهي آنها از محتوم بودن اين رويارويي به مجموعه‌اي از منابع، پيش‌گويي‌ها و مطالعات بر مي‌گردد و تلاش آنها صرف كنترل شرايط و منحرف كردن جريان تاريخ براي خود و به نفع خود است تا شايد بتوانند تاريخ رو به زوال غرب يهودي را از فروپاشي نجات دهند.
آمريكايي‌ها چند سالي است كه با راه اندازي «كمپ مسيح» كودكان و نوجوانان را تربيت مي‌كنند و آنها را به عنوان «سربازان مسيح» مهيّاي رويارويي با نيروهايي در شرق اسلامي مي‌سازند.

فيلم مستندي مربوط به يكي از شبكه‌هاي تلويزيوني آمريكايي را در اختيار دارم كه در آن، آقاي «هال ليندسي»، نويسنده و مبلّغ پر قدرت آمريكايي، در حال گفت‌وگو از جنگ اتمي آخرالزّماني است و با تفسير آياتي از انجيل از ظهور موعود سخن مي‌گويد در حالي كه پشت سرش تصوير يك قارچ اتمي، پرچم ايران و عكس آقاي احمدي‌نژاد ديده مي‌شود.

خواستم با استفاده از اين فرصت كوتاه عرض كنم كه غرب و به ويژه آمريكا و از جمله رژيم اشغالگر فلسطين آگاهي خوبي از موضوع ظهور مقدّس دارند و بسياري از جهت‌گيري‌هاي سياسي ـ نظامي خودشان را بر همين اساس تنظيم مي‌كنند و حتّي از نقش ايران و جوانان ايراني در واقعة ظهور آگاهي دارند و به سبك فيلم‌هاي رؤياساز هاليوودي سعي دارند به نوعي مانع از قدرت گرفتن اين پايگاه اسلامي در شرق شوند و قبل از آنكه با واقعة ظهور موعود رو به رو شوند، پايگاه‌هاي اصلي او را در ايران و عراق از بين ببرند.
به راستي چشم‌ها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد.

لازم است كمي هم به خودمان مجال بدهيم و جريانات سياسي و نظامي منطقه‌اي و فرا منطقه‌اي را از نظرگاه مهدوي و موعودي ببينيم. شايد تحليل‌هايمان عوض شود و كمي از روشنفكر بازي قرن نوزدهمي جدا بيفتيم.

اسماعیل شفیعی سروستانی
رادیو معارف 19 تیر ماه



 

نوشته شده توسط پرنده جمکران در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 ساعت 3:38 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت